اینکه دلتنگِ تواًم ، اقرار می خواهد مگر؟

اینکه از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟

 

وقت دلکندن به فکر باز پیوستن مباش

دل بریدن وعده ی دیدار می خواهد مگر؟!

 

عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم

اشتباه ناگهان ، تکرار می خواهد مگر؟!

 

من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تواند

لشکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟!

 

با زبان بی زبانی بارها گفتی : برو

من که دارم می روم ! اصرار می خواهد مگر؟

 

روح سرگردان من هرجا بخواهد می رود

خانه ی دیوانگان دیوار می خواهد مگر...؟

                                     

مهدی مظاهری

 

 

 

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/٥/۱۱