بر مزا رم بنویسید نمرد

بنویسید زمین خورد و شکست

همچو نوری در آب

یا ز چشمی یک خواب

مثل یک فواره

از فراز یک شمع

در سراشیب مذاب

بر مزارم بنویسید نمرد

اشتباهی شده بود

بی خود او آمده بود

(صالح سنگبر)

 

به خاکم کن در پیشانی خود

در پیشانی خود مرا گوری همیشه بنا کن

مرا در صدای خود بگذار و بخوان اولین کلام را

اولین اسم خداوند

عشق!

سلام. . .

سلام عشق!

ابراهیم منصفی(رامی)

 

 

شیطان مهربان چشم هایت

وقتی نماز می خواندم

وسواس دل پذیری بود

خط بلند فاصله

بین خدا و ذهن خاکی من

تا چاله های زخم دلم

آبشخور کبوتران خواب های دلتنگی باشد

پروردگار من!

شیطان مهربان آن همه خوبی

وقتی نگاه می کنی

مجروح می شوم

تحلیل می روم

می میرم!

تا دست هایت را شاید

تابوت پرواز کرده باشم.

(رامی)

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱/٢۸