دلی که از بی کسی غمگین است ،

هر کسی را می تواند تحمل کند .
هیچ کس بد نیست .
دلی که در بی اویی مانده است ،
برق هر نگاهی جانش را می خراشد .
لبخندها زهراگین ،
دهان ها حفره های وقیح آزار دهنده ،‌
تسلیت ها خفقان آور ،
لذت ها دروغ هایی فریبنده ،
زیبائی ها حیله های اغفال ،
افق ها حصار های عبوس زندان ،
درختان هر یک قامت دشنامی ،
ابرها هر پاره سایه ی نفرینی ،
مهتاب سرد و آفتاب رسوایی
و روز ، برص گرفته ی وقیحی که او را
بر سر کوچه و بازار بیگانگان می گرداند.
و شب ، گرگ آدم خواری که در پناهگاه دردمندش
او را می جوید تا فرو بلعد .
و طبیعت نه دیگر هیچستانی سرد و گنگ
که دوزخی در گرفته از حریق و دریایی مواج از آتش های عذاب ...
که هر چهره ای ، نگاهی ، طرح اندامی ، طنینی ،‌ رنگی
در نگاه های او فریاد می کشد که
او نیست .

دکتر علی شریعتی

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٧/۱