از درد تو تمام تنم تیر می کشد

وقتی کسی به روی تو شمشیر می کشد

 

طاقت ندارم این همه تنها ببینمت

وقتی که چله چله کمان تیر می کشد

 

این بغض جان ستان که تو بی کس ترین شدی

پای مرا به بازی تقدیر می کشد

 

ای قاری همیشه ی قرآن آسمان

کار تو جزء جزء به تفسیر می کشد

 

اینکه ز هر طرف نفست را گرفته اند

آن کوچه را به مسلخ تصویر می کشد

 

برخیز ای امام نماز فرشته ها

لشکر برای قتل تو تکبیر می کشد

 حامد اهور

 

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٩/۳