ریشه ، ولی گسسته به دنیا می آمدیم

یا گل که دسته  دسته به دنیا می آمدیم

 

آن سنگ ها همیشه همان سنگها ، ولی

ما شیشه ها ، شکسته به دنیا می آمدیم

 

نام من وتمام تبارم دریچه بود

اما همیشه بسته به دنیا می آمدیم

 

با آرزوی سیب شدن دفن می شدیم

در حد چند هسته به دنیا می آمدیم

 

دربین لوله ها و هجوم گلوله ها

با دست و پای بسته به دنیا می آمدیم

 

او سخت دوست داشت ببیند چه شکلی است

ما خّرم وخجسته به دنیا می آمدیم

 

...جائی میان ماندن ورفتن بی اختیار

از یک خدای خسته ، به دنیا می آمدیم

 

 

صالح سجادی


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۱/٥