درخت غچه برآورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد

علی الخصوص که پیرایه ای بر او بستند

بساط سبزه لگدکوب شد به پای نشاط

ز بس که عامی و عارف به رقص برجستند

یکی درخت گل اندر سرای خانه ماست

که سروهای چمن پیش قامتش پستند

به سرو گفت کسی، میوه ای نمی آری

جواب داد که آزادگان، تهی دستند

 

ما در بلاد کفر گرفتار آمدیم،پای بساط حافظ و هفت سین یاد ما هم باشید!


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢٩