مخواه از رخ ماهت نگاه بردارم

مخواه چشم بپوشم ، مخواه بردارم

 

 

اگر به یـُمن ِ قدمهای مهربانت نیست

بگو که سجده از این قبله گاه بردارم

 

مگر بهشت نگاه تو عاشقم بکند

که دست از سر ِ نقدِ گناه بردارم

 

 

گناهِ هرچه دلم بشکند به گردن توست

گناهِ  هر قدمی اشتباه بردارم

 

 

تو قرص ماهی و  من کودکی که می خواهم

به قدر کاسه ای از حوض ِ  ماه بردارم

 

 

بیا که چشمِ  جهانی هنوز منتظر است

بیا که دست از این اشک و آه بردارم  

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤