ای سرو جان گرفته ی باغ کتاب ها
خاتون غرفه های نگارین خواب ها
زایندگی گرفته ز تو بطن خاک ها
پاکیزگی گرفته ز تو ذات آب ها
ای در کتاب زندگیم اشتیاق تو
توجیه شاعرانه ی فصل شتاب ها
ای استجابت و تنهایی مرا
شبهای بازوان عزیزت جواب ها
تو کیستی در سفر جستجوی تو
صد چشمه جوش زند ز کویر سراب ها
مست از تو شد هر آینه دریا که مست شد
ای شط ملتقای تمام شراب ها
دل می دهد بشارتم از بازگشتنت
و روزهای خالی  از این اضطراب ها
و آنروز دور نیست که فانوس می شوند
در کوچه های آمدنت آفتاب ها

 

حسین منزوی

 

 

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۳/۱۱