ای خوب سفر کرده!

می آیی و می پیچد،

در کلبه ی خاموشم، آهنگ صدای تو

در فصل شکفتن ها می آیی و می پیچد

در ذهن اقاقی ها آیین وفای تو

من شعر نگاهت را در آینه ام خواندم

با آینه مهمانم تا فصل حضور تو

با شبنم و میخک ها من راز تو را گفتم

در شور غزل هایم پیداست عبور تو

تو شعر بهارانی، تو خنده ی بارانی

من همسفر اشکم ،بر کوی تو می بارم

دستان نجیبت را بسپار به دستانم

بی مهرم اگر جان را در پای تو نسپارم

 

 

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/٢/٢٢