از درد تو تمام تنم تیر می کشد

وقتی کسی به روی تو شمشیر می کشد

 

طاقت ندارم این همه تنها ببینمت

وقتی که چله چله کمان تیر می کشد

 

این بغض جان ستان که تو بی کس ترین شدی

پای مرا به بازی تقدیر می کشد

 

ای قاری همیشه ی قرآن آسمان

کار تو جزء جزء به تفسیر می کشد

 

اینکه ز هر طرف نفست را گرفته اند

آن کوچه را به مسلخ تصویر می کشد

 

برخیز ای امام نماز فرشته ها

لشکر برای قتل تو تکبیر می کشد

 حامد اهور

 

 


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٩/۳


                                    

 

 

ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود

این حرف‌های مرثیه‌خوانان دروغ بود!

ای کاش این روایت پر غم، سند نداشت

بر نیزه‌ها نشاندن قرآن دروغ بود!

یا گرگ‌های تاخته بر یوسف حجاز

چون گرگ‌های قصه کنعان دروغ بود!

حیف از شکوفه‌ها و دریغ از بهار… کاش

بر جان باغ، داغ زمستان دروغ بود

محمد مهدی سیار


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٩/۳


ما که این همه برای عشق
آه و ناله ی دروغ می کنیم
راستی چرا
در رثای بی شمار عاشقان
-که بی دریغ-
خون خویش را نثار عشق می کنند
از نثار یک دریغ هم
دریغ می کنیم؟

قیصر امین پور


نویسنده : الهام عاکف / عاطفه وفایی ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٩/۳